سلام دوستان عزیز . چندی پیش دوست عزیزی این سوال را مطرح کردند و خوشحالم که بگم این دوست عزیز انتخاب درستی را انجام دادند و زندگی شیرین خود را از سر گرفتند که امید وارم خداوند حافظ زندگیشان باشد . به دلیل این که 4 خانم دیگر سوالاتی مشابه همین سوال را برای من ایمیل زده بودند با اجازه از خانم **د** و با حذف مشخصات متن این گفتگو را در اختیارتان قرار میدهم . تقدیم به خانم ها:
فاطمه - مشهد , میترا- تهران , مژگان- تهران , ویدا-تبریز
از لطفی که همه دوستان به وبلاگ من دارند سپاس گذارم
سعید آرزومند آرزوهای شما
سلام آقای پیرنیا
نمیدونم ایمیلم به دستتون رسید یانه حالا دوباره می فرستم
من *****26 ساله لیسانس ***** کارمند متاهل و دارای یه فرزند گل سه ساله هستم عاشق زندگیمم
تا حالا زندگی خوبی داشتم البته پنج ساله که ازدواج کردیم
اما حالا یه مشکلی دارم
راستش حدود دوماهه که تو محل کارم یه جوون مجرد 28 ساله لیسانسه معماری که برا امریه سربازی از مشهد اومده میگه شدیدا بهم علاقه داره اولین روزی که منو دید بهم گفت من شما رو یه جایی دیدم اما ما تا به حال همدیگر را ندیده بودیم فکر نکنید پسر بدیه خیلی پسر متشخصه خوبیه اهل درس و سر یه زیر نمی دونم چرا عاشق من شده میگه این حس حسه عجیبیه که اولین بار بهش دست داده مادر نداره با پدرش تنها زندگی می کنه قسم جون پدرش را می خورد و می گفت خودش هم نمی دونه چرا اینجور شده می گه اصلا دوست ندارم مشکل ساز بشم ولی دوست دارم چی کار کنم نمی دونستم بهش چی بگم اولا ازش بدم می اومد فکر می کردم فقط می خواد زندگی قشنگم را ازم بگیره بهش گفتم من عاشق شوهرمم و یه عشق برام کافیه و نمی خوام از دستش بدم بالاخره با منطق باهاش حرف می زدم اما این حرفام داغونش می کرد می فهمیدم روز به روز دا غونتر می شد اداره نمی اومد دیر می اومد بهش گفتم عشقت را قبول دارم ولی دوست دارم مثل دو تا همکا ربا هم رفتار کنیم اما می گفت زبونم بند می یاد اول که میبینمت و بعد که کنارتم احساس ارامش می کنم سعی می کردم عادی برخورد کنم و این قضیه را اصلا جدی نگیرم ولی اعصابم بهم می ریخت فکر و خیال ادم را دیوونه می کنه اونقدر بهش بی اعتنایی کردم خودش هم که دید من ناراحتم از این وضعیت نمی دونم با چه ترفندی کارش درست کرد و برا یه ماه خودش را انداخت کرمان که شاید این عشق فراموش شه
ولی خجالت می کشم که بگم وقتی که رفت تازه دلم شروع کرد به گرفتن نمی دو نم چم شده بود حوصله نداشتم حتی با کسی حرف بزنم فقط می خواستم بدونم کجاست بهش اس ام اس زدم وقتی جوابمو داد دلم ارومتر شد اعصا بم راحتر شد ولی نوشت رفته که فراموش شه ولی خودش داغونتر شده نوشته بود ارزوم فقط تو دنیا اینه که دستای منو یه بار بگیره نوشتم اینا گناهه نوشت تو وادی عشق گناه بی معنیست داشتم فکر می کردم سایت شما رو دیدم نوشته بودید حس دوست داشتن با حش شهوت تفاوت داره حالا این حس دوست داشتن چی کارش کنم تو این وضعیت نوشته بودید اگه کسی به شما نیاز داشت باهاش بد رفتاری نکنید پس من چه کنم دایم فکر می کنم اگه شوهرم بفهمه چه عکس العملی نشون می ده از طرفی هم دلم نمیاد دل اونو بشکنم باور می کنی اینقدر بهش گفتم زن بگیر تا مشکلت حل شه ولی می گه نمی تونم نمی دونم چه کنم
از اینکه به حرفام گوش دادید ازتون ممنونم شما اولین کسی هستید که این راز را بهش گفتم کمکم کنید راه حل بذارید جلو پام که بدونم چه باید کنم ازتون بازم تشکر می کنم.(راستی همیشه تو زندگیم دنبال این عشق می گشتم ولی دیر رسید عشق من و شوهرم بعد از نامزدیمون ایجاد شد)
جواب:
سلام ***** خانم عزیز
.
دوست عزیز حقیقت را به شما قبل از هر چیز می گویم من هیچ کمکی به شما نمی توانم بکنم من فقط حقیقت و عواقب را به شما می گویم و این شما هستید که تصمیم نهایی را میگیرید.
در ابتدا من این شخصی را که میگویید نمی شناسم و همچنین شما را و نظری که میدهم کاملا شخصی است و با توجه به
چند خطی که شما برایم نوشته اید نظر خود را بیان می کنم . ولی باور کنید فقط خیر و صلاح شما را می خواهم.
این مساله خیلی وسیع تر از چیزی است که بتوان در چند خط به آن پرداخت و احتیاج به صحبت و گفتگوی بیشتری دارد ولی با این حال تمام سعی خود را می کنم .
از اینکه این شخص ممکن است انسان خوبی با شد و همانگونه که توصیف کردید به اصطلاح آدم بدی نباشد شکی نیست بهر حال این را هم در نظر بگیرید که درمدت 2 یا 3 ماه نمی توان کسی را کاملا شناخت
دوست عزیز ممکن است این حس دوست داشتن برای هر کسی پیش بیاید و اینطور به نظر برسد که خیلی پاک است ولی در باطن اینگونه نیست
معمولا زن ها بیشتر از دختر ها حس پسر های مجرد را تحریک می کنند و این حس گاهی خود را در عشق نشان می دهد ولی اصلا اینطور نیست و بعد از مدتی برقراری رابطه تمام این حس از بین می رود و جای خود را به نفرت میدهد.
به شما اطمینان میدهم که عشق میان شما و شوهرتان پاکترین عشق و واقعی ترین عشق است نه بدلیل اینکه اسلامی است و قانونی من در مسائل جنسی کاری با اسلام ندارم
بلکه بدلیل اینکه این عشق بعد از رابطه بوجود آمده . این امر خیلی طبیعی است و برای شما که تحصیل کرده اید باید قابل درک باشد . اصولا مردها و پسر ها گاهی گمان می کنند که شخصی را واقعا دوست دارند و عاشق او هستند و هزار جور وعده به او می دهند ولی وقتی که با او می خوابند درست زمانی که ارضاء می شوند دیگر علاقه ای به او نخواهند داشت یک جور حس تنفر . و این مسائله است که خیلی از پسر ها ادعا می کنند که وقتی با طرفشان سکس می کنند بعد از ارضاء شدن دیگر چشم دیدنش را برای مدتی ندارند . در حقیقت ارضاء روحی نمی شوند .
عشق چیز بزرگی است و هر کسی نمی تواند مدعی باشد که عاشق است و حتی اگر خودش را هم بکشد باز هم می شود به او گفت نادان ولی نمی شود گفت عاشق ولی متاسفانه آبروی عشق را امروزه برده اند و با هر حس دوست داشتنی مدعی آن می شوند. عشق به معنای خود خواهی نیست و من بعید می دانم که ایشان هدفی غیر از سکس با شما را داشته باشند حتی ممکن است خودش هم نداند ولی دقیقا اینگونه است . اگر انسان کسی را دوست دارد هر گز خراب شدن زندگی او را نمی خواهد و با سکوت حتی این امکان را به او می دهد که زندگیش را خراب نکند . ایشان با عنوان کردن این مسئله تیشه به زندگی شیرین شما زده است ضربه ای که اگر درمان نشود بزرگترین خیانت را در زندگی شما در بر خواهد داشت. باز اگر شما زندگی فلاکت باری داشتید و در عذاب بودید و قصد نجات شما را داشت یک چیزی.
من از چند زاویه آینده انتخاب شما را می گویم و این شما هستید که انتخاب می کنید. این را در نظر داشته باشید که اگر انسان مدتی از یک حیوان هم نگه داری کند به او دل میبندد و دوری از آن بسیار سخت می شود چه برسد انسانی که ادعای دوست داشتن را به زبان می آورد .
اول: با بله گفتن و یا ادامه فکر کردن به او شما قاتل آینده کودک خود خواهید بود و اگر کودک شما بزرگ شود همیشه مادر خائن خود را که دیگران (جسارت نباشد ) فاحشه می خوانندش را به خاطر خواهد داشت و عاقبت این کودک یک بیمار روانی است که اگر شانس بیاورد معتاد و هرزه نشود
دوما: همسر خود را از دست خواهید داد برای همیشه و ایشان را نیز دچار دردناکترین بیماری روانی خواهید کرد و در عذابی سخت گرفتارش خواهید کرد .
سوما: فرض بر این که شما از شوهر و فرزند خود گذشتید و آنها را به این عشق فروختید و با این جوان در بهترین حالت اکر در نظر بگیریم ازدواج کنید . بعد از مدت کوتاهی خوشی این جوان به خودش می آید و اینگونه در مورد شما فکر می کند که شما ئیکه ادعای عشق شوهرتان را داشتید و حتی کودکی خردسال نیز داشتید براحتی آنها را ترک گفتید پس احتمال اینکه یکنفر دیگه هم به شما پیشنهاد دهد و ابراز علاقه کند و شما ایشان را نیز ترک کنید و با او بروید زیاد است پس یا شما را ترک می کند ویا طوری زندگیتان را سیاه میکند که فقط آرزوی مرگ برایتان می ماند .
دوست عزیز از اینکه حرفها را رک گفتم پوزش می خواهم و اگر بی احترامی کردم واقعا معذرت می خواهم ولی حقیقت همین است . در همین لحظه هم احتمال اینکه شوهرتان سردی در رفتار شما ببیند زیاد است و ممکن است زندگی خود را بر باد بدهید .
بالاترین و بهترین محبتی که می توانید در حق خود و خانواده خود و حتی آن جوان بکنید این است که از این لحظه هیچ تماسی با او نداشته باشید و دیگر به او فکر نکنید .
به فکر خانواده و زندگی زیبای خود باشید مطمئن باشید هیچ مردی بیشتر از شوهرتان دوستتان ندارد. گاهی بین شهوت و عشق مرزی نامرئی است که اگر درست تشخیص داده نشود دیگر راه جبرانی نخواهد داشت .
اگر حرفهای من شما را متقائد نکرده است و این گفته ها را پوچ می دانید و عشق او را باور دارید توصیه می کنم حتما به نزد یک روانشناس خانواده و مشاور بروید و با او مشورت کنید ولی مطمئن باشید همین حرفها را خواهد زد .
حرف آخر : اگر قرار بود مسائلی که باعث فریب و گول خوردن و انحراف ما بشود براحتی قابل تشخیص باشد هیچ کس فریب نمی خورد . پس پیچیدگی این موضوعات است که ما را گمراه می کند . پیشنهاد یک مجرد به یک متاهلی که زندگی خوبی دارد چیزی بجز این نیست که به فکر یک رابطه باشد. امروزه در تهران و اکثر نفاط کشور ما بسیارند زنانی که دوست پسر اختیار می کنند و در بین پسر ها کاملا این مساله جا افتاده است و خیلی از پسر ها تلاش می کنند با چنین زنانی رابطه برقرار کنند زیرا از دختر خطرش کمتر است و معمولا زنها در سکس ماهر تر هستند و باز هم معمولا زنانی که به شوهر خود قانع نیستند و دوست پسر می گیرند اگر مشکل مالی نباشد مشکلشان سکسی هست پس شهوت بیشتری دارند . ممکن است این شخصی که معرفی کرده اید فرزند پیامبر باشد ولی اگر واقعا عاشق بود بدون مطرح کردن موضوع آنجا را ترک می کرد که مبادا زندگی شما را خراب کند
از شخصی در زندگی خود بت نسازید . به این فکر کنید که اصلا او را ندیده بودید چه می شد آیا زندگی مختل می شد
نگران او هم نباشید این جور افراد بزودی به شخص دیگری دل می بندند و اگر در تماس
با شما انکار کنند مطمئن باشید قصد شومی دارد و شما را می خواهد به اصطلاح در آب و نمک نگه دارد .
شما هم اگر می خواهید کمکی کنید بهتر است زندگی خودتان را بچسبید به فرزندی که دارید به شوهرتان آیا مایلید آنها را بی جان تصور کنید. در دنیا گناهی عذاب آور تر از خیانت نیست . ببینید با اینکارتان چه عذابی به جان کودک و شوهرتان می اندازید. همین الان همین چند وقتی که ذهنتان را در گیر او کرده اید شوهر خود را از خود دور کرده اید مطمئن باشید حس براحتی انتقال میابد
...
لطف کنید مرا از تصمیم خود با خبر کنید . باز هم معذرت بابت رک گوئیها .
با امید زندگی بهتر برای شما و خانواده تان
که در پیری و تنهائی و کم شدن زیبائی و جذابیتتان این ها هستند که با شما می مانند